![]() |
![]() |
|
| کنکاش و پژوهشهایی پیرامون شبهات اعتقادی -دینی -مذهبی و سیاسی |
|
گوئیا نظر بنده به این است که همه شبهات وسوالاتی که در ذهن بشر پدید میآید از "چشم پوشی "ویا " چشم نهی" بر مقدماتی است که فراگیری آن برای درک مطلب ضروری و حتمی است . تا کنون در این باب مقدماتی ذکر شد که می توان مهمترین آنها را این گونه برشمرد : 1)«عدالت و مساوات» دو مفهوم جدای از هم هستند که در بسیاری اوقات معنایی متفاوت از هم دارند . عدالت تنها گاهی اوقات با مساوات یکی است ودر بسیاری اوقات یا با آن متفاوت است و یا اینکه در تعارض با آن قرار دارد اما آنچه در اسلام بدان تاکید شده و مد نظر اسلام است عدالت میباشد . 2)سرمنشأ تمامی «اختلافات در حقوق» را می توان د«راختلاف در وظایف» برشمرد؛ چه اینکه این نوع وظایف است که مقدار حقوق را از حیث کمیت و کیفیت معین میکند به دیگر سخن سرچشمه تمامی حقوق را می توان در انواع مختلف وظایف جستجو کرد . 3)وظایف محوله به افراد طبق اصل عدالت و با توجه به شرایط و توانمندیها ؛مختلف خواهد بود .یعنی تفاوت های بین افراد و گروه ها از لحاظ توانمندی های مختلف و شرایط و امکانات متفاوت باعث ایجاد وظایف خاصی شده و هر فردی وظیفه خاصی پیدا میکند . آیا تابحال هیچ دیده اید که کارگری ساده از نظر شرایط سخت کاری و مزایای کم، خود را با مهندسی مقایسه کرده و حکم کند که باید ما جایگاهمان را با هم عوض کنیم .هرگز هیچ انسان عاقلی چنین ادعایی نمیکند چون این به بداهت عقلی باطل است . گذشته از اینها چیزی که ذهن مرا به حود مشغول داشته این است که چرا اکثر« شبهات» و« پرسمان هایی» که در باب احکام دینی و یا اجتماعی میشود نوعی نقض در کلیت محسوب می شود. مثلا ما وقتی در باب «اختلاف حقوق» به «اختلاف در وظایف» اشاره کرده ومنشأ« اختلاف در وظایف» را نیز «اختلافات روانی و جسمی و فیزیولوژیکی» میدانیم دوستان با آوردن چند استثناء و مورد نقض پذیرش مطلب را برای خویش سخت میکنند؛ بماند که سر منشأ بسیاری از شبهات نیز همین مشاهده استثنائات و موارد نقض میباشد . از همین زوی نیکو دیده شد مقدمه دیگری برای این مباحث نگاشته شود واینک آن مقدمه را با پرسشی مطرح و به جواب آن خواهیم پرداخت : آیا قانون گذاران در وضع قوانین و احکام به صورت« جزئی و فردی» به مسئله و قانون مورد نظر می نگرند یا اینکه قانون را برای« نوع بشر» وضع کرده و در تصویب آن« کلیت» را در نظر میگیرند ؟ اما در جواب له این پرسش کلیدی باید گفت :قوانین و احکام را در یک تقسیم بندی کوتاه میتوان بر 2 نوع تقسیم کرد : 1)قوانین و احکام بشری : این قوانین که بیشتر آنها با دیدگاه های جامعه شناختی تبیین شده و در جهت مهار ناهنجاری های اجتماعی؛ کنترل جامعه و بهبود و ارتقائ سطح معیشت بشر صورت میگیرد و در تدوین آن« علم حقوق» «روان شناسی» و «علوم سیاسی» نیز دخیل هستند مقنین و قانونگذاران« نوع و کلیت» را در نظر گرفته و برای رفاه حال اکثریت برنامه ریزی می کنند هر چند عده کمی رفاه شان در ان نباشد . مثلا با توجه به توانائیها ی نوعی انسان قوانین جزایی و تکالیف اجتماعی را مشخص می کنند و استثناء و موارد نقض را با «تبصره» از محدوده قدرت آن قانون خارج می کنند . 2)قوانین یا احکام الهی : این قوانین هر چند منشأ الهی و آسمانی دارند ولی چون راجع به عالم ماده و بشر است و کسانی که قرار است این قوانین را جامه عمل بپوشانند از نوع بشر خاکی و محدود به عالم ماده میباشند لذا این احکام نیز با توجه به شرایط و موقعیت ها ی بشر زمینی قرار داده شده است . به همین جهت این قوانین نیز برای کلیت انسانها بوده و افرا د خاص را با تبصره هایی از فراگیری این احکام خارج میکند . مثلا حکم به اینکه نماز را باید ایستاده و بدون تکیه بر چیزی به جا بیاوریم برای نوع انسان وتوانائی انسانهای معمولی میباشد و افرادی که این توانائی هارا ندارند با تبصره هایی از قبیل «لا یکلف الله نفسا الا وسعها» خداوند احدی را به بیشتر از توانایی اش مکلف نمی کند و یا قاعده «عسر و حرج» و... خارج شده اند . لازم به ذکر است که برخی از قوانین و احکام که با در نظر گرفتن« نوع »به صورت کلی وضع شده اند برای اینکه کلیت آنها حفظ بشود از برخی مصادیق و جزئیات چشم پوشی می شود . در باره حقوق زن نیز اسلام توانائیها و محدودیتهای نوع زنو مرد را در نظر گرفته و وظایفی را برای هر کدام مشخص نموده است و حقوقی را نیز در مقابل این وظایف قرار داده است که در مجال های بعدی بدان خواهیم پرداخت.انشاءالله ....و ادامه د ارد ... |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سیزدهم اردیبهشت 1386ساعت 1:27 توسط عبدالحسین مشکانی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
مرا عهدی است با جانان که تا جان در بدن دارم
هواداران کویش را چو جان خویشتن دارم باسلام همانگونه که از سر و کله این وبلاگ مشخص است طلبه ای هستم ناچیز، آنچه در چنته دارم را بناست در پاسخ به پرسش های تان رو کرده و یا دریابمشان. دست یاری مرا به مهربانی قلبهایتان باپرسشهای گیرایتان بفشارید . در کلبه ما رونق اگر نیست خدا هست ...؟ |
| نوشته های پیشین |
|
هفته اوّل تیر 1386 هفته اوّل خرداد 1386 هفته چهارم اردیبهشت 1386 هفته دوم اردیبهشت 1386 هفته چهارم فروردین 1386 هفته سوم فروردین 1386 هفته دوم فروردین 1386 هفته اوّل فروردین 1386 |
| آرشیو موضوعی |
|
حجاب 1(حجاب و مسائل جنسی) اسلام شناسی 1(دین شمشیر؟؟؟) حجاب2(ملیت ایرانی اسلامیت تشیع و حجاب) مهدویت 1 مهدویت 2 اسلام شناسی 2(گستره اسلام) شبهه شناسی 1 (خمس) حقوق زن در اسلام 1 |
|
RSS
|